برخلاف دورههایی که صف خرید لاستیک دولتی و کمبود برخی سایزها مهمترین خبر بازار بود، شرایط فعلی متفاوت شده است.
رئیس اتحادیه صنف فروشندگان لاستیک، فیلتر و تعویض روغن تهران تأکید کرده در حال حاضر تأمین کالا برای واحدهای صنفی مشکل جدی ندارد و فروشنده میتواند لاستیک مورد نیاز خود را تهیه کند.
حتی در تازهترین موضع صنفی، بازار «اشباع و آرام» توصیف شده و هشدار داده شده ادامه محدودیتهای فروش سامانهای میتواند گردش سرمایه فروشندگان و نقدینگی کارخانهها را کاهش دهد.
به بیان ساده، مسئله امروز بازار کمبود فیزیکی تایر نیست؛ فاصله میان قیمت کالا و توان خرید مصرفکننده است.
آلسارا میگوید رکود به حدی رسیده که حتی برخی لاستیکهای عرضهشده با قیمت قانونی و مصوب نیز مشتری کافی ندارند. این وضعیت برای بازاری که زمانی اختلاف قیمت نرخ مصوب و آزاد تقاضای قابل توجهی ایجاد میکرد، تغییر مهمی محسوب میشود.
چرا مردم خرید لاستیک را عقب میاندازند؟
لاستیک برخلاف بسیاری از کالاهای مصرفی یک خرید اختیاری کامل نیست. تایر پس از طی عمر مشخص یا کاهش عمق آج باید تعویض شود، حتی اگر ظاهر آن هنوز قابل استفاده به نظر برسد.
با این حال افزایش مجموع هزینههای نگهداری خودرو، از قطعات و روغن موتور گرفته تا تعمیرات و بیمه، باعث شده خانوارها اولویتبندی سختگیرانهتری داشته باشند.
وقتی خرید یک جفت یا چهار حلقه لاستیک بخش قابل توجهی از درآمد ماهانه خانوار را مصرف میکند، برخی مالکان خودرو تا زمانی که تایر عملاً غیرقابل استفاده نشود تعویض آن را به تأخیر میاندازند.
این رفتار میتواند تقاضای ظاهری بازار را پایین بیاورد، اما به معنی کاهش «نیاز واقعی» نیست.
در واقع بخشی از تقاضا فقط به آینده منتقل شده است و همین مسئله میتواند در صورت تغییر شرایط اقتصادی، موجی از تقاضای انباشته ایجاد کند.
زنگ خطر ایمنی؛ رکود لاستیک فقط یک موضوع اقتصادی نیست
مهمترین هشدار آلسارا نیز دقیقاً به همین بخش مربوط میشود.
استفاده طولانیتر از لاستیک فرسوده میتواند توان ترمزگیری، چسبندگی خودرو در سطح خیس و پایداری آن در سرعت بالا را کاهش دهد. ترکخوردگی دیواره، کاهش عمق آج یا آسیب ساختاری تایر نیز خطر ترکیدن لاستیک را بیشتر میکند.
بنابراین اینکه «فروش لاستیک پایین آمده» لزوماً خبر مثبتی برای مصرفکننده نیست.
اگر دلیل کاهش فروش، افزایش عمر مفید کالا یا افت تعداد خودروها بود میشد آن را کاهش طبیعی تقاضا دانست؛ اما وقتی فعالان صنفی علت را کاهش قدرت خرید و عقبانداختن تعویض تایر عنوان میکنند، مسئله ابعاد ایمنی پیدا میکند.
این همان نقطهای است که سیاستگذار باید میان حمایت از تولیدکننده و حفظ امکان خرید برای مصرفکننده تعادل ایجاد کند.
بازار لاستیک در یک تناقض خطرناک گرفتار شده است
بازار امروز لاستیک نه شبیه دوره کمبود است و نه یک بازار آرام و سالم.
کالا در فروشگاه وجود دارد، اما خریدار توان پرداخت ندارد. تولیدکننده نیز از سوی دیگر میگوید هزینه تولید، حمل و مواد اولیه اجازه کاهش پایدار قیمت را نمیدهد. همین تضاد، نیمه دوم سال ۱۴۰۵ را حساس میکند.
اگر سیاستگذار تنها به موجودی فعلی فروشگاهها نگاه کند ممکن است خطر افت تولید را نادیده بگیرد؛ و اگر فقط درخواست افزایش قیمت کارخانهها را ببیند، کاهش توان خرید رانندگان تشدید خواهد شد.
مهمترین پیام اظهارات تازه فعالان صنفی همین است: بحران امروز بازار لاستیک، کمبود کالا نیست؛ کاهش قدرت خرید است.
و این بحران از آن جهت جدیتر میشود که مصرفکننده نمیتواند تعویض لاستیک را برای همیشه عقب بیندازد. هرچه فاصله میان قیمت تایر و درآمد خانوار بیشتر شود، احتمال استفاده طولانیتر از لاستیکهای فرسوده بالا میرود؛ مسئلهای که در نهایت هزینه آن ممکن است نه در فروشگاه لاستیک، بلکه در جادهها پرداخت شود.
















