به نمایندگی از خانواده بزرگ آموزشگاههای رانندگی، مربیان، مدیران و کارکنان این صنف، از خدمات فرماندهان و کارکنان خدوم فراجا، بهویژه پلیس راهنمایی و رانندگی، صمیمانه قدردانی میکنم. همکاریهای شکلگرفته میان راهور، اتحادیه آموزشگاههای رانندگی تهران و کانون آموزشگاههای رانندگی کشور، زمینه ارائه آموزشهای منظمتر و تربیت رانندگانی مسئولیتپذیرتر را فراهم کرده است.
اما قدردانی از همکاریهای گذشته نباید ما را از ضرورت تقویت این تعامل در آینده غافل کند. اگر میخواهیم آمار حوادث رانندگی کاهش یابد، باید آموزشگاههای رانندگی را بخشی از ساختار امنیت ترافیکی کشور بدانیم؛ نه صرفاً مراکزی خدماتی برای ثبتنام، آموزش اولیه و آمادهسازی متقاضیان دریافت گواهینامه.
در الگوهای موفق ایمنی ترافیک، آموزش راننده نخستین حلقه پیشگیری از حادثه است. پیش از آنکه پلیس مجبور به اعمال قانون شود، باید رانندهای قانونمدار، مسئولیتپذیر و آشنا با مخاطرات جاده تربیت شده باشد. رانندهای که احترام به عابر پیاده، حفظ فاصله طولی، کنترل سرعت و پرهیز از رفتار پرخطر را به یک باور تبدیل کرده باشد، نه تکلیفی موقت برای قبولی در آزمون.آموزشگاه رانندگی محل انتقال چند مهارت فنی محدود نیست. این مراکز باید مدرسه فرهنگ ترافیک باشند. مربی رانندگی نیز فقط آموزشدهنده حرکت، توقف، پارک یا تعویض دنده نیست. او نخستین فردی است که میتواند شخصیت ترافیکی یک راننده را شکل دهد و مفهوم مسئولیت در برابر جان دیگران را به هنرجو منتقل کند.
هر راننده آموزشدیده و قانونمدار میتواند از وقوع چندین حادثه جلوگیری کند. بنابراین، سرمایهگذاری در آموزش رانندگی، هزینه اضافی نیست؛ بلکه سرمایهگذاری مستقیم برای کاهش تلفات، جراحات، خسارت خودروها، هزینههای درمانی و فشار بر دستگاههای امدادی، قضایی و انتظامی است.
حوادث رانندگی تنها یک مسئله انتظامی نیست. هر حادثه ممکن است بنیان یک خانواده را متزلزل کند، نیروی مولد کشور را از چرخه اشتغال خارج سازد و هزینههای سنگینی بر اقتصاد تحمیل کند. از این منظر، آموزشگاههای رانندگی بخشی از نظام پیشگیری اجتماعی، اقتصادی و انتظامی کشور هستند و باید متناسب با این مسئولیت دیده شوند.
پلیس راهور و آموزشگاههای رانندگی در دو سوی یک مأموریت مشترک قرار ندارند؛ بلکه اعضای یک زنجیره واحد هستند. راهور مسئول سیاستگذاری، نظارت، آزمون و اعمال قانون است و آموزشگاهها، اجرای تخصصی آموزش و آمادهسازی رفتاری متقاضیان را بر عهده دارند. ضعف هر یک از این حلقهها، کارآمدی حلقه دیگر را نیز کاهش میدهد.
اگر میان پلیس، اتحادیهها و کانون آموزشگاهها ارتباط منظم و نهادمند وجود نداشته باشد، تصمیمها از واقعیت میدان فاصله میگیرند. آموزشگاهها هر روز با هنرجویان، مربیان، خودروهای آموزشی و مشکلات اجرایی روبهرو هستند. نادیدهگرفتن این تجربه انباشته، به معنای محرومکردن نظام تصمیمگیری از اطلاعات واقعی و کاربردی است.
نبود تعامل کافی میتواند به تدوین مقررات غیرقابلاجرا، افزایش بروکراسی، فرسودگی ناوگان آموزشی و کاهش انگیزه مربیان منجر شود. تعیین تکالیف تازه بدون بررسی هزینههای واقعی، آموزشگاهها را تحت فشار قرار میدهد. نتیجه چنین شرایطی ممکن است کاهش کیفیت آموزش، تعطیلی مراکز قانونمدار و گسترش آموزشهای غیررسمی و کنترلنشده باشد.
وقتی اقتصاد آموزشگاهها تضعیف شود، امکان نوسازی خودروهای آموزشی، استفاده از فناوریهای جدید و جذب مربیان توانمند نیز کاهش مییابد. کارآفرینان این حوزه، افزون بر ایجاد اشتغال، مسئولیت سنگین آموزش ایمن شهروندان را بر عهده دارند. حمایت از این کارآفرینان، حمایت از یک فعالیت تجاری صرف نیست؛ بلکه پشتیبانی از امنیت ترافیکی کشور است.
تعرفه خدمات آموزشی باید با مشارکت نمایندگان صنف و براساس هزینههای واقعی تعیین شود. قیمت خودرو، قطعات، تعمیرات، بیمه، سوخت، دستمزد مربی و هزینه نگهداری فضای آموزشی، مستقیماً بر فعالیت آموزشگاهها اثر میگذارد. نمیتوان از این صنف انتظار آموزش استاندارد داشت، اما ابزار لازم برای ادامه فعالیت حرفهای را از آن دریغ کرد.
همچنین باید برای آموزش و ارتقای دانش مربیان، نظامی مستمر و مشترک ایجاد شود. مربی رانندگی باید با آخرین قوانین، فناوریهای خودرو و روشهای آموزشی آشنا باشد. صدور یا تمدید صلاحیت حرفهای مربیان نیز باید بر پایه آموزش کاربردی و ارزیابی عادلانه صورت گیرد.
در هفته فراجا، بار دیگر از تلاشهای فرماندهان و کارکنان پلیس راهنمایی و رانندگی قدردانی میکنیم. این قدردانی با یک مطالبه دلسوزانه همراه است: آموزشگاههای رانندگی را بیشتر ببینید، با نمایندگان واقعی آنان گفتوگو کنید و آنان را در تصمیمسازیهای مرتبط شریک بدانید.
کاهش حوادث با فرمان اداری یا برخورد مقطعی محقق نمیشود. امنیت ترافیکی زمانی پایدار خواهد شد که پلیس، آموزشگاه، مربی، خانواده و راننده در یک مسیر قرار گیرند. اگر آموزش را جدی بگیریم، پلیس کمتر ناچار به برخورد خواهد شد، خانوادههای کمتری داغدار میشوند و جادههای کشور آرامتر خواهند بود.
آموزش رانندگی، خط مقدم امنیت ترافیکی است؛ تقویت این خط مقدم، مسئولیتی مشترک برای فراجا، دولت، تشکلهای صنفی و همه نهادهای مرتبط است.















